ایلیای خاله
تولد 6 ماهگیه تو با تولد 8 سالگیه ایلیا یه روز شد.
میخوام اینجا یکم برای ایلیا بنویسم اخه به اندازه تو برام عزیزه و مثل تو دوسش دارم.
ایلیای خاله
روز تولد تو یکی از روزهای فراموش نشدنی برای منه،وقتی مامانت توی بیمارستان بود خیلی استرس داشتم راسته که میگن خاله مثل مادر میمونه وقتی پرستار اومد و گفت دنیا اومدی از خوشحالی کلی گریه کردم و از اون روز به بعد تو شدی پسر خودم.
روزی نبود که نبینمت یا تو خونه مامان جون بودی یا من میومدم خونه شما،دیگه همه جا حرف تو بود،خیلی خاص و دوست داشتنی بودی همینطور که الان هستی.
وقتی یکی ازت تعریف میکنه،وقتی تو مدرسه شاگرد اول میشی.نمیدونی من چه حالی میشم و چقدر ذوق می کنم،چقدر خوبه پسری مثل تو داشتن.
یادت میاد روزی که فهمیدی داری پسرخاله میشی به من گفتی خاله خدا کنه پسر باشه،یادت میاد وقتی بهت گفتم پسرخالت تو راهه تو از خوشحالی پشت تلفن رقصیدی، حالا تو شدی داداشیه آدریان و آدریان بیشتر از هر کس به تو ذوق میکنه و می خنده.
بهم یه قولی میدی..اینکه همیشه مثل یه داداشه واقعی براش باشی...باشه.
ایلیای خوبم
عشق من رو با خودت داشه باش.عشق من مثل نفس باهاته.
هشتمین سالگرد تولد زیبایت مبارک.



ایلیای خاله
مامان الهه